مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
578
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> اميدوارم هفتاد نفر از پسران پدرش واهلبيتش مسلمان شوند . تو درك نمىكنى چه مىگويم ، من بر عليه وى دعا كردم ! » علي عليه السلام در ادامهء سخنانش فرمود : « عمر كسى بود كه در جنگ « حديبيه » وقتي واقعه وجريان آن نوشته شد گفت : « آيا ذلت ونقص در دينمان بدهيم . » وسپس أطراف سپاه پيامبر مىگشت وآنان را به گفتهاش تحريص وترغيب مىكرد ومىگفت : « آيا پستى وذلت در دينمان بدهيم . » پيامبر فرمود : « فاصله بگيريد ودور شويد از من ! آيا مىخواهيد من به عهد وذمهء خود بىوفايى كنم ( در روايتي : اورا از نزد من خارج كنيد ، آيا مىخواهيد عهد وذمهء خود را بشكنم ) . من به آنچه براي آنها نوشتم وفا مىكنم . اى سهيل ! پسرت « جندل » را بگير . » سهيل هم پسرش را گرفت واورا با ريسمانى در آهن محكم بست . علي عليه السلام مىفرمايد : « خداوند عاقبت پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم را خير ورشد وهدايت وعزت وبرترى قرار داد . » علي عليه السلام فرمود : « وأو ( عمر ) بود در روز غدير خم وقتي پيامبر مرا به ولايت وخلافت منصوب كرد ، أو ورفيقش چنين گفتند : عمر گفت : چه قدر قدرت پيدا كرده كه خسيسهء خودش را بالا مىبرد . آن يكى ( أبو بكر ) گفت : چه قدر قدرتنمايى مىكند با بلند كردن پسر عمش براي بيعت . آنهنگام كه منصوب شده بودم بهرفيقش گفت : اينكرامت وبزرگذاشتى براي اوست . رفيقش با ترشرويى گفت : نه به خدا قسم ! نه گوش مىكنم ونه أطاعت مىكنم ، ابداً ! ! سپس به رفيقش تكيه كرد وبا حال تبختر وافتخار وبه سرعت به راه افتادند ورفتند . وخداوند در بارهء وى اين آية را نازل كرد : « فلا صدّقَ ولا صلّى ولكن كذّبَ وتولّى ثمّ ذهبَ إلى أهلهِ يتمطّى أولى لك فأولى » ، يعنى : « پس تصديق نكرد وايمان نياورد ، ونماز نخواند بلكه تكذيب كرد وروگردانيد ، سپس با سرعت وغرورى به سوى كسان خود رفت . سزاوار تو است هلاكت دنيا وسزاوار تو است عذاب آخرت . » اين آية از طرف خداوند براي أو وعدهء عذاب وهلاكت بود . علي عليه السلام چنين ادامه داد : « ونيز أو همان كسى بود كه با رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم همراه جمعى از اصحابش براي عيادت نزد من آمدند ، رفيقش با گوشهء چشم به أو اشاره كرد وگفت : يا رسول اللَّه ، تو در بارهء على با ما عهد كردى ولى من على را در كسالت مىبينم اگر على از دنيا رفت به سوى چه كسى برويم ! ! پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم فرمود : بنشين ! ( واين جمله را سه مرتبه تكرار كرد ) وسپس رو به آن دو كرد وفرمود : علي عليه السلام نه فقط در اين مرضش نمىميرد بلكه على نخواهد مرد تا وقتي كه اورا از خشم پر كنيد وحيله وظلم وسيعى بر أو روا بداريد ، ولى على را در مقابل اين كردارها بردبار وبا استقامت خواهيد يافت وعلى نمىميرد تا وقتي كه از شما دو نفر ناراحتى وآزارهايى به أو برسد ، وأو نمىميرد بلكه اورا مىكشند وشهيد مىكنند . » علي عليه السلام در ادامه سخنانش چنين فرمود : « مهمتر از اين آن است كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم هشتاد نفر را جمع كرد كه چهل نفر از عرب وچهل نفر از عجم بودند . آن دو نفر ( عمر وأبو بكر ) نيز در ميان آنها بودند ، پس براي علي عليه السلام به أمير المؤمنينى شهادت دادند . سپس پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم فرمود : « شما را شاهد مىگيرم كه على برادر ووزير ووارث ووصى وخليفهء بعد از من در ميان أمت وصاحب اختيار هر مؤمني مىباشد . به